در گفت وگو با یكی از ۳ مدال آور تاریخ سواركاری ایران مطرح شد

50 درصد سوارکاری ایران درگیر دوپینگ است!

50 درصد سوارکاری ایران درگیر دوپینگ است! اسب من: عزت الله وجدانی یکی از 3 سوارکاری است که موفق به کسب تنها مدال برنز تاریخ سوارکاری ایران در بازی های آسیایی شده، مدالی که در بخش مسابقات پرش با اسب در سال 1994 میلادی در ژاپن به دست آمد و پس از آن دیگر تکرار نشد و پیش از آن هم سابقه نداشت.



به گزارش اسب من به نقل از ایسنا، او صاحب خانواده ای سوارکار است، از برادر گرفته تا فرزندان، یکی سوار و دیگری مربی است. مردی که حتی در اوج دوران حرفه ای هم صاحب اسب نبود و از حدود ۵ سال قبل آن هم صرفاً به منظور آموزش یک اسب دخون ایرانی خریداری نموده است. از ۱۸ سالگی موفق شد پیراهن تیم ملی سوارکاری ایران را بر تن کند و حدود ۲۵ سال زیر پرچم کشور در مسابقات مختلف برون مرزی با اسب های متعدد پرید. با وی در مورد مسائل مختلف سوارکاری در ایران به گفتگو نشستیم، از وجود مافیا در بازار اسب ایران، پدیده شوم دوپینگ در سوارکاری کشور، وضعیت سوارکاری در ایران و فاصله سوارکاران ایرانی با سوارکاران کشورهای توسعه یافته، ماجرای پرش با اسبی چموش در رقابت های انتخابی بازی های آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن، معضل نبود قرنطینه اسب در ایران که ورزشکاران این رشته را با بحرانی جدی در حوزه قهرمانی مواجه کرده است، قیمت انواع اسب در کشور، هزینه های نگهداری اسب، تلخ و شیرین دوران حرفه ای خود و... جویا شدیم.

در ادامه مشروح کامل گفتگو با عزت اله وجدانی آمده است که شما را به خواندن آن دعوت می کنیم:

از خود و خانواده تان بگویید. چه شد که به ورزش و سوارکاری روی آوردید؟

بنده متولد سال ۱۳۳۰ در باشگاه شهدا در فرح آباد هستم. خانواده ما در این محله زندگی می کردند، شش خواهر و برادر هستیم که شامل سه پسر و سه دختر می شود. هر سه پسر خانواده سوارکار و مربی هستیم و فرزندان ما هم سوارکار هستند. شوهرخاله ما هم سوارکار و مربی بود و حدود ۳۴ سال پیش به رحمت خدا رفت. یکی از برادرانم که حدود ۱۲ سال از بنده کوچکتر است موفق شد در مسابقات بازی های آسیایی همراه با بنده مدال برنز تیمی را کسب کند و دیگر برادرم اما بیشتر در حوزه مربیگری مشغول به فعالیت بوده است.

از حدود سه یا چهار سالگی بود که با دیدن اسب خوشحال می شدم. پدرم به سبب موقعیت شغلی که داشت بنده را که فرزند بزرگتر خانواده بودم با خود به همراه می برد. وی سوارکار بود و این مساله سبب می شد علاقه من به سوارکاری بیشتر شود. همزمان که درس می خواندم سوارکاری هم می کردم و به مرور زمان که سنم بالاتر رفت زیر نظر شوهر خاله خود پرش با اسب را آغاز کردم و در ادامه زیر نظر دیگر مربیان ایرانی کار خویش را ادامه دادم. همینطور در ادامه مسیر سوارکاری زیر نظر مربیان خوب خارجی آن زمان که به ایران می آمدند و به فعالیت می پرداختند، کار کردم.

چه سالی ازدواج کردید و چند فرزند دارید؟

دو پسر دارم که هر دوی آنها مربی سوارکاری هستند. یکی ۳۹ و دیگری ۳۶ ساله است و هرچند به تیم ملی راه پیدا نکردند اما در مسابقات داخلی سوارکاری پرش با اسب شرکت می کنند.

بسیاری معتقدند که سوارکاری ورزشی لاکچری است و صرفاً خانواده های متمول امکان ورود به این رشته ورزشی را دارند، آیا در مورد شما هم این مساله صدق می کرد؟

خیر، پدر بنده کارمند اداره سوارکاری بود و با توجه به این که خانه سازمانی داشتیم و به باشگاه سوارکاری نزدیک بود، همراه پدرم به باشگاه می رفتم و رفته رفته به سوارکاری علاقه مند شدم. پدرم یک کارمند معمولی بود و خانواده متمولی نداشتیم. رئیس اداره زمانی که متوجه شد بنده به سوارکاری علاقه مند هستم اجازه داد از مربیان باشگاه و هم اسب های موجود استفاده و همین مساله باعث شد بتوانم در رشته سوارکاری رشد کنم.

قبول دارید که چنین شرایط برای تمامی علاقمندان به سوارکاری فراهم نیست و اگر کسی توان مالی مناسبی نداشته باشد، امکان اولیه رشد در این عرصه را ندارد؟

بله! این حقیقت وجود دارد، سوارکاری کلا رشته ورزشی گران قیمتی است و شاید اگر چنین شرایطی برای همه به وجود نیاید، نتوان در این عرصه به خوبی رشد کرد اما نکته ای که باید به آن توجه داشته باشیم اینست که علاقمندان بسیاری به رشته سوارکاری روی آورده اند که موفق هستند. هم اکنون ورزشکاران نونهالان زیادی داریم که در مسابقات بین المللی شرکت می کنند و فضای بسیار خوبی برای رشد آنها فراهم گشته است.



سوارکاری کلا رشته ورزشی گران قیمتی است و شاید اگر شرایط مناسب برای همه وجود نداشته باشد شاید نتوان در این عرصه به خوبی رشد کرد.

شما در چه بخشی فعالیت می کردید؟ از چه زمانی به صورت حرفه ای به ورزش سوارکاری روی آوردید و مشخصا در چه مقطعی به تیم ملی دعوت شدید؟

به صورت تخصصی در حوزه پرش با اسب فعالیت می کردم. حدود ۱۸ سال سن داشتم که به تیم ملی سوارکاری جمهوری اسلامی ایران دعوت شدم و نخستین مسابقات بین المللی خویش را هم در ۲۰ سالگی با سفر به مراکش تجربه کردم و توانستم در میان نمایندگان ۲۴ کشور اروپایی در یک مسابقه به مقام اول دست پیدا کنم و در دومین مسابقه خود هم به مقام پنجم دست یافتم.

از ورزشکاران موفق هم دوره ای خود نام ببرید.

یکی از آن ورزشکاران که الان دیگر در ایران حضور ندارد و به آلمان رفته است حسین کریمی بود که در اغلب مسابقات با بنده همراه و در اغلب مسابقات ورزشکار موفقی بود.

در مورد فضای تیم ملی و دعوت از سوارکاران هم صحبت کنید و بگویید با چه شرایطی مواجه بودید.

بهترین ها در زمان خود به تیم ملی دعوت می شدند و با عنایت به علاقه ورزشکاران و تلاش آنها، افراد موفق شدند پیراهن تیم ملی سوارکاری ایران را بر تن کنند. عشق یکی از علل موفقیت بنده بود، در مجموع روزانه ۹ ساعت سوارکاری و تمرین می کردم، بخش اول تمریناتم از ساعت ۵ تا ۱۰ بامداد طول می کشید و عصرها هم ۴ ساعت تمرین می کردم. یک کارمند روزانه ۸ ساعت پشت میز می نشیند اما بنده روزانه ۹ ساعت روی اسب تمرین می کردم و تلاشهای مستمر زیر نظر مربیان کاربلد ایرانی و خارجی سبب شد که نتیجه تلاش ها به ثمر بنشیند و به نحو مطلوب بتوانم از امکانات موجود استفاده کنم.

منظورتان از امکانات موجود و مطلوب چیست؟

به طور مثال در سال ۱۳۵۴ به مدت یک سال از جانب فدراسیون سوارکاری به انگلیس اعزام شدم تا دوره کامل آموزشی را پشت سر بگذارم. این دوره به منظور آموزش از صفر تا صد سوارکاری بود که شامل یک بسته کامل آموزشی همچون تیمار کردن، زین کردن، سوارکاری، مربیگری، تمیز کردن اسب، دامپزشکی، نعل کردن و هر آنچه که در ارتباط با سوارکاری بود، می شد. علاوه بر بنده دو نفر دیگر از همکاران هم به به انگلیس آمدند تا آموزش های لازم را کسب کنند.

آیا اسب ها برای خودتان بود یا از سوی فدراسیون به شما اسب داده می شد؟

اسب ها متعلق به فدراسیون سوارکاری بود. مربی تشخیص می داد که کدام ورزشکار از کدام اسب استفاده نماید و ورزشکار تصمیم گیرنده نبود. در دوره در ارتباط با شروع پرش خود، فعالیتم را با شوهرخاله ام به نام آقای رضایی آغاز کردم و بعد از آن با جناب سرهنگ نشاطی فعالیت ها را پیش بردم و به منظور آموزش های بیشتر هم زیر نظر مربیان خارجی کار کردم، افرادی که از بهترین های روز دنیا در حوزه مربی گری بودند و همین مساله در پیشرفت سوارکاری بنده بسیار اثرگذار بود. پل وایر، مالکوم پایرا، جان میشل گو و... همچون مربیان برتر خارجی تیم ملی سوارکاری ایران در آن مقطع زمانی بودند.

در مجموع چند سال در تیم ملی سوارکاری ایران مشغول بودید؟

حدودا ۲۴ سال در تیم ملی سوارکاری ایران بودم و از ۱۸ سالگی تا آخر بازی های آسیایی ژاپن موفق شدم برای کشورم سوارکاری کنم و پیراهن مقدس تیم ملی سوارکاری ایران را بپوشم.

در مورد اعزام به مسابقات مختلف برون مرزی بگویید. جمعا تجربه چند بار شرکت در مسابقات آسیایی و جهانی را دارید؟

به منظور شرکت در بازی های آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن حدود ۲۰ روز در دو گروه به ایرلند و فرانسه اعزام شدیم. جری مولینگز را هم بعنوان مربی تیم ملی ایران جهت شرکت در بازی های آسیایی برگزیده بودند. گروه پرش کاران به ایرلند اعزام شدیم و درساژکاران هم به فرانسه رفتند. پیش از انقلاب هم در مسابقات ارتش های جهان شرکت کردم و توانستم مقام اول را کسب کنم، بعد از انقلاب هم به یک دوره دیگر از مسابقات ارتش های جهان در ایتالیا اعزام شدم اما به سبب این که اسب نداشتیم، مجبور شدیم اسب اجاره نماییم و با توجه به این که اسب خوب در اختیار رقبا قرار نمی دهند، آن گونه که باید موفق ظاهر نشدیم.

این مساله فقط در ارتباط با تیم سوارکاری ایران نبود. محل اسکان ما و تیم فوتبال نزدیک به هم بود و در این تیم هم افرادی حضور داشتند که ارتشی نبودند و همچون بازیکنان شخصی بودند. علی دایی، صادق طباطبایی، صادق ورمرزیار و بعضی از بازیکنان خوب تیم ملی آن زمان درجه دار شده بودند تا در مسابقات ارتش های جهان شرکت نمایند. شما ارتشی بودید؟

خیر، ارتشی نبودم.

بیشتر توضیح می دهید. پس چگونه توانستید در مسابقات ارتش های جهان شرکت کنید؟

کیلویی (با خنده). به بنده گفتند سرگرد شو و برو! حدود ۲۰ سال پیش بود، سه نفر ارتشی و یک نفر شخصی به این مسابقات اعزام شدیم. بنده همزمان مربی و سوارکار بودم. حتما باید جهت شرکت در این مسابقات ارتشی و درجه دار باشید تا در این مسابقات شرکت کنید.

این مساله فقط در ارتباط با تیم سوارکاری ایران نبود. محل اسکان ما و تیم فوتبال نزدیک به هم بود و در این تیم هم افرادی حضور داشتند که ارتشی نبودند و همچون بازیکنان شخصی بودند. علی دایی، صادق طباطبایی، صادق ورمرزیار و بعضی از بازیکنان خوب تیم ملی آن زمان درجه دار شده بودند تا در مسابقات ارتش های جهان شرکت نمایند.

یعنی به شکلی سوارکار جا زده بودید؟

بله (با خنده). این مساله فقط در ارتباط با تیم سوارکاری ایران نبود. محل اسکان ما و تیم فوتبال نزدیک به هم بود و در این تیم هم افرادی حضور داشتند که ارتشی نبودند و همچون بازیکنان شخصی بودند. علی دایی، صادق طباطبایی، صادق ورمرزیار و بعضی از بازیکنان خوب تیم ملی آن زمان درجه دار شده بودند تا در مسابقات ارتش های جهان شرکت نمایند. یکی سروان، یکی ستوان و یکی سرباز شده بود تا بتوانند برای ایران در مسابقات ارتش های جهان در ایتالیا شرکت نمایند.

آیا مدرکی از شرکت کنندگان دریافت نمی شد؟

قطعا اگر مدرکی هم خواسته بودند از سوی متولیان امر به مسؤلان برگزاری مسابقات عرضه شده بود چون که بنده به شخصه مدرکی نداشتم که بخواهم عرضه کنم. یک مرتبه پیش از انقلاب و یک مرتبه هم پس از انقلاب در مسابقات ارتش های جهان با درجه سرگردی اعزام شدم.



از زمانی که خودتان سوارکاری را آغاز کردید، مالک اسب بودید؟

در حال حاضر اسب دارم، از یک اسب ایرانی (دخون) به منظور آموزش سوارکاران استفاده می کنم اما آن زمانی که سوار کار بودم و در مسابقات شرکت می کردم اسب نداشتم و از اسب های فدراسیون استفاده می کردم. بعد از پیروزی انقلاب هم اسب هایی را که دوستان می خریدند به منظور تمرین دادن و شرکت در مسابقات به بنده می دادند تا با آنها تمرین کنم و مسابقه بدهم. از حدود ۵ سال پیش به سبب مسائل آموزشی و تعلیم شاگردان خود یک اسب دخون خریده ام و از آن استفاده می کنم.

تنها مدال تاریخ سوارکاری ایران مدال برنزی است که توسط شما و سه ملی پوش دیگر ایران به صورت تیمی در بازی های آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن به دست آمد. در مورد آن مسابقات صحبت کنید و بگویید چگونه توانستید این مدال را کسب کنید؟

سال ۱۹۹۴ قرار بود تیم ملی ایران در مسابقات آسیایی شرکت نماید. فدراسیون پیشبینی های لازم را کرده بود و تصمیم بر این شد تا یک مربی از خارج کشور به ایران بیاید و تیم اعزامی را انتخاب نماید. ۱۸ نفر از جانب فدراسیون انتخاب شدند و در باشگاه شهدا یا فرح آباد سابق بعنوان یکی از باشگاه های قدیمی سوارکاری جمع شدیم و در نهایت جری مولینگز از ایرلند به ایران آمد و از ۱۸ نفر چهار نفر را برگزید. شاهرخ مقدم، داود بهرامی، بنده و برادرم همایون وجدانی چهار نفر سوارکار دعوت شده به اردوی تیم ملی سوارکاری ایران در بخش پرش بودیم و چهار نفر هم جهت شرکت در مسابقات درساژ انتخاب شدند. به ژاپن رفتیم تا در مسابقات انتخابی شرکت نماییم و بتوانیم در صورت موفقیت در مسابقات آسیایی سال ۱۹۹۴ بعنوان نماینده ایران به ژاپن برویم.

به منظور شرکت در مسابقات انتخابی بازی های آسیایی سه اسب از سوی برگزارکنندگان مسابقات به تیم ملی ایران داده شود. چند روز سوارکاری کردیم و کار را پیش بردیم اما یکی از اسب ها بسیار اذیت می کرد و خیلی سخت می پرید. مجبور شدیم با اسب کلنجار برویم تا بتوانیم در مسابقات شرکت نماییم. بنده همزمان مربی تیم هم بودم. با اسب مربوطه تمرین کردیم و شب پیش از مسابقه به رئیس فدراسیون که با ما همراه بود اعلام کردیم همایون وجدانی که برادر بنده بود قصد ندارد با این اسب سخت گیر در مسابقات شرکت نماید و پرش انجام دهد. در نهایت بنده قبول کردم که با این اسب در مسابقات انتخابی پرش شرکت کنم. تیمسار مرادیان بعنوان رئیس فدراسیون از آغاز کار همراه ما بود. سه مرتبه تکرار کرد که آیا مطمئن هستی قصد داری با این اسب در مسابقات انتخابی شرکت کنی؟ گفتم بله! با این اسب در مسابقه شرکت می کنم چون که امکان تعویض اسب وجود نداشت و با قرعه کشی، مسابقات انجام و اسب ها واگذار می شد. فردای آن روز در مسابقات شرکت کردیم و بعد از اعلام نتایج مشخص شد که تیم ملی ایران در بخش زمان به مقام سوم دست یافته است. باید بدانیم که هر تیم ملی دارای ۴ نماینده بود اما ۳ ورزشکار در مسابقه شرکت می کردند.

شب پس از مسابقه مهمانی برگزار شد و دور هم جمع شدیم. صاحبان اسب ها و روسای فدراسیون ها هم حضور داشتند و زمانی که با ژاپنی ها صحبت کردیم زانوی بنده را فشار دادند تا مطمئن شوند پای عادی است و چیزی در زانویم وجود ندارد. سوال آنها این بود که چگونه با این پا توانستم با اسب مربوطه پرش داشته باشم؟ آنها هم می دانستند آن اسب سخت می پرد و حتی مطمئن بودند تیم ایران با آن است به سبب کپ کردن اسب از مسابقات اخراج می شود و حتی به ما گفته بودند به صورت تیمی از مسابقات اخراج خواهید شد و باید به فکر مسابقات انفرادی باشیم.

آن ها شوکه شده بودند که چگونه توانستیم با آن اسب در مسابقات شرکت نماییم و موفق شویم. صاحب اسب پس از انجام مسابقه توسط بنده بسیار خوشحال بود چون که در نهایت اسبش موفق شده بود پرش انجام دهد. آنها می گفتند اگر سوارکار ایرانی توانسته است با این اسب بپرد این بدان معنا است که اسب مذکور قابلیت پرش دارد. رئیس فدراسیون ژاپن و مربیان ها از بنده درخواست نمودند در ژاپن بمانم و با آنها همکاری داشته باشم. پاسخ بنده به آنها منفی بود؛ نه این که بخواهم در این مصاحبه چنین مطالبی را عنوان کنم اما بنده با تمام وجودم عاشق ایران هستم و علیرغم چندین مرتبه دعوت به همکاری با مبالغ مناسب، حاضر نشدم در کشور دیگری غیر از ایران فعالیت کنم. به جز ژاپن از چند کشور دیگر هم به بنده پیشنهاد همکاری شده بود اما مشکلی به منظور زندگی کردن در ایران نداشتم و با عنایت به علاقه به کشورم تصمیم گرفتم در کنار هموطنان خود زندگی و کار کنم.

همان نفراتی که در مسابقات انتخابی ژاپن شرکت کرده بودیم به مسابقات آسیایی ۱۹۹۴ اعزام شدیم و توانستیم خوشبختانه در این مسابقات به مقام سوم دست یابیم؛ این یک افتخار برای ایران بود و در مسابقات آسیایی هم سوارکاران بسیار خوبی شرکت می کردند چون که سوارکاری در آسیا بسیار پیشرفت کرده است.

آن ها می دانستند که اسبی که در اختیار تیم ملی سوارکاری ایران قرار گرفته است، سخت می پرد ازاین رو به چه دلیل اسب دیگری را در اختیار سوارکاران قرار نداده بودند تا شرایط یکسانی برای برگزاری مسابقات انتخابی وجود داشته باشد؟

ما بعنوان حریف به مسابقات انتخابی اعزام شده بودیم و طبعا آنها هر کاری می کردند که موفق شوند و حریفان موفق نباشند. بطور حتم اگر تیم ما موفق شد به خاطر سوارکاری خوب ملی پوشان ایران بود. زمانی که اسب ها برای قرعه کشی انتخاب می شوند باید در یک رده قرار داشته باشند یا همه باید خوب یا همه متوسط یا همه بد باشند. نباید این گونه باشد که سه اسب در سطح های خوب، متوسط و بد در اختیار نفرات یک تیم قرار گیرد.

چگونه توانستید با این اسب در مسابقات پرش موفق شوید؟

طی سالهای مختلف با مربیان خوب خارجی و داخلی فعالیت کردم و با اسب های مختلفی در مسابقات شرکت و تمرین کردم. روزانه تا ۹ ساعت سوارکاری داشتم، وقتی بدانید که یک کارمند بعد از ۸ ساعت پشت میز نشستن چقدر خسته می شود بطور قطع درک بهتری نسبت به تمرینات ۹ ساعته یک سوارکار خواهید داشت و بهتر متوجه می شوید چه سختی را تحمل می کند. از همه مهمتر عشق به وطن بود که سبب می شد تمام تلاش خویش را به کار گیریم و بتوانیم بر حریف خود مغلوب شویم.

هنگام سوارکاری و پرش با این اسب اذیت نشدید؟

دقیقا برادرم بنابراین گفت برای تماشای مسابقه بنده با این اسب نخواهد آمد. زمانی که نوبت به بنده رسید تا در مانژ مسابقه حضور یابم برادرم گفت همراه تو نخواهم آمد چون که اسب کپ می کند و اخراج می شویم و خجالت می کشم. به او گفتم اسب برای ما نیست که بخواهیم خجالت بکشیم و ان شاءالله بگونه ای مسابقه خواهیم داد که بهترین اتفاق برای تیم ملی ایران رخ دهد. بطور قطع خدا همراه ما بود و کمک کرد تا آبروی ملی پوشان و آبروی ایران حفظ شود و موفق شویم با کسب سمیه در مسابقات آسیایی شرکت نماییم.



از جزئیات مسابقات آسیایی ۱۹۹۴ ژاپن و روز مسابقه تیم ملی پرش بگویید.

سال بعد در مسابقات شرکت کردیم و پس از قرعه کشی باز هم اسب های نسبتا خوبی در اختیار تیم ملی ایران قرار نگرفت. یکی از اسب ها خوب، یکی متوسط و دیگری بد بود اما با توجه به این که ما با انواع اسب ها تمرین کرده بودیم خوشبختانه توانستیم از پس این کار سخت بر بیایم و به مقام سوم برسیم.

شیرین ترین خاطره شما از سوارکاری چیست؟

شیرین ترین خاطره بنده از سوار کاری، موفقیت با اسب سخت پرش در مسابقات انتخابی بازی های آسیایی ۱۹۹۴ بود که توانستیم برای تیم ملی پرش با اسب ایران کسب سهمیه تیمی داشته باشیم و همه را بهت زده نماییم. برای حضور در بازی های آسیایی هم خیلی علاقه مند بودم با همان اسب در مسابقات شرکت کنم. معتقد بودم که آن اسب خیلی خوب بود و زمانی که آغاز به دویدن کرد و متوجه شد باید بپرد این کار را به خوبی انجام داد. در مسابقات آسیایی اسب مربوطه در اختیار تیم قزاقستان قرار گرفت، خیلی پیگیر بودم ببینم آیا آن اسب با سوارکار دیگری هم می پرد یا کپ می کند و تیم اخراج می شود؟ برای تماشای مسابقه رفتم و دقیقاً همان مساله ای که مربی تیم ژاپن به من گوشزد کرده بود اتفاق افتاد، این که اسب مربوطه تا ۳ مانع بیشتر نمی رود و بعد از سه کپ اخراج می شود، دقیقاً روی هر سه مانع کپ زد و اخراج شد. پس از مسابقات هم نزد من آمدند و بازهم پرسیدند که چگونه موفق شدی با این اسب به بپری؟ جالب است بدانید آن سوارکار قزاقستانی در اروپا می پرید.

چرا با اسب های خودمان به مسابقات اعزام نمی شدیم؟

اسب از هرجای دنیا می تواند به ایران بیاید اما به سبب مسائل قرنطینه ای امکان خارج کردن آن از ایران و شرکت در مسابقات وجود ندارد و سوارکاران ایرانی جهت شرکت در مسابقات خارجی باید اسب اجاره کنند.

اسب از هرجای دنیا می تواند به ایران بیاید اما به سبب مسائل قرنطینه ای امکان خارج کردن آن از ایران و شرکت در مسابقات وجود ندارد. سوارکاران ایرانی جهت شرکت در مسابقات خارجی باید اسب اجاره کنند. باید بدانیم به منظور شرکت در مسابقات، اسب های خوب در اختیار تیم ایران قرار نمی گیرد چون که مسائل رقابتی وجود دارد و بطور حتم، حریفان خود اسب های خوب را در اختیار خواهند داشت.

تیم ملی پرش سوارکاری ایران در بازی های آسیایی ژاپن را ۴ نفر تشکیل می دادند، آیا به هر ۴ نفر مدال طلا دادند یا ۳ مدال طلا توزیع شد؟

تیم ملی ۴ نفره بود اما به سه بازیکن تیم ملی مدال عرضه شد.

اسب بدقلقی که در مورد آن صحبت کردید چه نژادی داشت؟

آن اسب خارجی توسط ژاپنی ها خریداری شده بود. اسب ژاپنی نبودند و آنها هم اسب خارجی وارد می کردند و از نژاد اصلی اسب مربوطه بی خبر هستم.

تلخ ترین خاطره شما در دوران حرفه ای ورزش سوارکاری چه بود؟

لبنانی ها از تیم ملی ایران دعوت کرده بودند تا با یکدیگر مسابقه دهیم. سال ۱۳۵۳ بود و حدود ۲۳ سال سن داشتم. در مسابقات بیروت شرکت کردیم. نفر اول تیم ملی پرش با اسب ایران بودم و شب اول به مقام اول دست یافتم و شب دوم به سبب غرور تصور کردم صد در صد بازهم به مقام اولی دست خواهم یافت اما در روز مسابقه چنان زمین خوردم که علیرغم این که گرفتار صدمه دیدگی نشدم احساس شکست می کردم و روحیه خویش را از دست دادم و به سختی بلند شدم و فاصله ۱۰ متری مانع تا ورودی برایم کیلومترها مسیر را نشان می داد. گویی هرچه راه می رفتم به مقصد نمی رسیدم تا خارج شوم و نگاه سنگین تماشاچیان را روی خود احساس می کردم؛ این سخت ترین و تلخ ترین خاطره من در طول دوران حرفه ای ورزش بود.

به این روزهای سوارکاری ایران بپردازیم. مسائل مختلفی در مورد وجود مافیا و دست های پشت پرده در حوزه سوارکاری بخصوص در بخش تجارت اسب مطرح می شود. بعنوان کسی که در بطن سوارکاری ایران فعالیت نموده است بی پرده از جزئیات بگویید.

مافیا به آن صورت در ورزش سوارکاری رخنه نکرده است اما به هر حال هر جایی که پول وجود داشته باشد طبیعتا مافیا هم وجود خواهد داشت. در مجموع اما خرید و فروش اسب آزاد است و هر کسی می تواند اسب بخرد و بفروشد.

در خصوص مجوزها اما مسائل مختلفی مطرح می شود و گویا بازار اسب در ایران در اختیار افراد خاصی قرار دارد.

بله! برخی به سبب این که ثروتمند هستند بازار اسب ایران را در اختیار گرفته اند. به صورت مثال فرد پولداری ۱۰ اسب را به کشور وارد می نماید و می فروشد. مشخص است که به هرکسی هم مجوز واردات اسب داده نمی گردد، البته برخی افراد هم شرایط واردات اسب را ندارند و دلیلی هم ندارد به آنها مجوز عرضه شود. نمی خواهیم زیره به کرمان ببریم و باید اسب ورزشی به کشور وارد و بتوانیم نتیجه کسب نماییم. کسی که می خواهد در حوزه واردات اسب فعالیت کنم باید از جانب فدراسیون سوارکاری شناسایی شده باشد و توان خرید اسب خویش را داشته و اسب معمولی به کشور وارد نشود و با قیمت مضاعف و چند برابری فروخته نشود.

آیا شناسنامه برخی اسب ها بعد از وارد شدن به کشور تغییر می کند؟ این که یک اسب ۵۰ میلیون تومانی در بازار دنیا به سبب تغییر شناسنامه با قیمت چند برابری در بازار داخلی به فروش برسد صحت دارد؟

این مساله از یک جهت درست است اما نوسان قیمت اسب تا حدودی هم در داخل کشور به سبب نوسانات قیمت ارز است. آن هایی که اسب خریداری می کنند نباید با چشم بسته اسب خرید کنند بلکه باید از افراد حرفه ای و با دانش در حوزه اسب مشورت کرده و مانع از کلاهبرداری برخی افراد سودجو شوند. این مساله درست مثل خرید و فروش ماشین است و باید حتما پیش از خرید اسب با افراد کارشناس و آگاه مشورت کرد. در معامله سود بردن شیرین است اما نباید بی انصاف بود و به هر حال هرکسی که قصد خرید اسب دارد باید حتما با به مساله اشراف داشته باشد یا این که از افراد متخصص مشورت بگیرد.

بازه قیمت اسب در ایران چقدر است؟

در ایران چند نژاد اسب وجود دارد. اسب های با نژاد ترکمن قیمت مشخصی داشته و از حدود ۴۰ میلیون تا ۲۵۰ میلیون تومان قیمت دارند. اسب های عرب شامل دو بخش می شوند که یک بخش اسب های عرب خوزستان هستند و یک قیمت و اسب های عربی که از خارج می آیند به سبب افزایش نرخ ارز، قیمت بالاتری دارند. برخی اسب های پرشی هم وجود دارند که از خارج کشور وارد می شوند. اسبچه های خزر هم در استان گیلان و مازندران وجود دارند و از حدود ۳ میلیون تا ۳۰ میلیون تومان قیمت دارند و بچه ها به خوبی با این اسبچه ها ارتباط می گیرند. اسب های دخون هم از ۳۰ میلیون تا ۱۵۰ میلیون تومان قیمت دارند. اسب های یک سر خارجی هم حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان قیمت دارند و اسب های دو سرخارجی هم قیمت بیشتری دارند و اسب هایی هم که وارد می شوند از ۷۰۰ میلیون تومان تا ۸ میلیارد تومان قیمت دارند. در کل قیمت اسب به کارکرد اسب مربوط می شود و اسب هایی که در مسابقات بزرگ می پرند حدودا ۴ میلیارد تومان به بالاتر هستند.

در مورد هزینه نگهداری اسب هم توضیح می دهید.

هزینه های نگهداری اسب در باشگاه های کشور هم به فراخور امکانات یک باشگاه متفاوت می باشد. میانگین نگهداری اسب در پانسیون هم از ۶ میلیون تومان تا ۱۴ میلیون تومان در ماه است و اسب های مسابقات بزرگ حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه نگهداری دارند. برخی افراد باغ دارند و هزینه نگهداری چندانی را متحمل نمی شوند و در ماه حدود ۲ میلیون تومان هزینه به همراه دارد.



خانواده هایی که از نظر مالی شرایط متوسطی دارند به منظور آموزش سوارکاری برای فرزندان خود چه هزینه ای را باید لحاظ کنند؟

اکثر باشگاه ها هم اکنون تعیین نرخ می کنند و بسته به سابقه و تجربه مربی قیمتها متمایز است و از هر جلسه ۲۰۰ هزار تومان تا ۴۰۰ هزار تومان وجود دارد.

آموزش سوارکاری چه میزان زمان نیاز دارد؟

همه چیز بستگی به خانواده ها دارد، این که قصد دارند تا چه سطحی فرزندشان آموزش ببیند. اگر قرار باشد یک بچه قهرمان شود و سوارکار شود بطور قطع انتهایی وجود ندارد. اگر کسی می خواهد موفق شود و در سوارکاری پیشرفت کند باید اسب بخرد چون که اسب های آموزشی تا یک حدی سبب پیشرفت می شود.

افراد با ۲۰ تا ۳۰ جلسه، سوارکاری معمولی را یاد می گیرند اما اگر بخواهند در مسابقات شرکت نمایند بطور قطع نیازمند زمان بیشتری هستند و با آموزش یک جلسه در هفته کسی به جایی نمی رسد. بنده خود دارای شاگردی هستم که یک جلسه در هفته می آید و به خنده می گوید خیلی عقب هستیم. به او می گویم بله خب عقب هستیم چون که بعد از یک هفته تا آموزش های قبلی یادآوری شود نیم ساعت از وقت جلسه فعلی هم می گذرد. آموزش مطلوب در ابتدای امر باید هفته ای ۳ جلسه باشد و بعد از ۱۰ جلسه میتوان تعداد جلسات در هفته را کاهش داد. ۱۰ جلسه اول از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد و خانواده ها باید به این مساله در حوزه آموزش توجه جدی داشته باشند.

به حوزه دوپینگ برسیم. دوپینگ بعنوان یکی از موارد تحقیق و تفحص از فدراسیون سوارکاری توسط مجلس شورای اسلامی، مدنظر قرار گرفته است.

متاسفانه برخی پزشکان، ماموران کنترل دوپینگ هستند و چند ساعت قبل یا چند روز قبل بعنوان عامل دوپینگ اسب اقدام می کنند و به اسب آمپول می زنند و خیال آنها راحت است که دوپنگ مثبت نمی گردد. در مسابقات قهرمانی کشور یا مسابقات csi اسب ها ۲ روز قبل به قرنطینه می روند تا آمپول تزریق نشود اما باید بدانیم امروزه آمپول های موجود احتیاج به تزریق ۲ روز قبل مسابقه یا روز مسابقه ندارند و از ۴ روز قبل تزریق صورت می گیرد و به حدی قوی هستند که تا چند روز می توانند از آن بهره گیرند.

دوپینگ در ایران وجود دارد و این مساله در تمام دنیا مطرح است. دوپینگ اسب هایی که به مقام اول، دوم یا سوم دست یافته اند، مشخص می شود. نمونه های ادرار یا خون اسب های اول تا سوم گرفته می شود و در عین حال به صورت اتفاقی دامپزشک اعلام می کند که چند اسب دیگر هم تست دوپینگ دهد. خدارا شاهد می گیرم که تا کنون چنین کاری نکرده ام و همواره می گویم اگر قرار باشد دوپینگ سبب شود اسب بپرد، دامپزشکان باید قهرمان سوارکاری شوند چون که آنها در حوزه دوپینگ بیشتر از هر کسی تخصص دارند. معتقد هستم که اسب و سوارکار باید به خوبی آموزش ببینید و تلاش کنند. امروزه علم پزشکی تا حدی پیشرفت کرده است که آمپول هایی تزریق می شود که نمونه دوپینگ را مشخص نمی کند و حتی از راه تست خون هم نمی توان دوپینگ اسب ها را تشخیص داد.

متاسفانه برخی پزشکان، ماموران کنترل دوپینگ هستند و چند ساعت قبل یا چند روز قبل بعنوان عامل دوپینگ اسب اقدام می کنند و به اسب آمپول می زنند و خیال آنها راحت است که دوپنگ مثبت نمی گردد. در مسابقات قهرمانی کشور یا مسابقات csi اسب ها ۲ روز قبل به قرنطینه می روند تا آمپول تزریق نشود اما باید بدانیم امروزه آمپول های موجود احتیاج به تزریق ۲ روز قبل مسابقه یا روز مسابقه ندارند و از ۴ روز قبل تزریق صورت می گیرد و به حدی قوی هستند که تا چند روز می توانند از آن بهره گیرند. تمام دنیا درگیر این مساله است و امکان دارد یک نفر قهرمان المپیک شود و بعید نیست که اسب وی دوپینگ کرده باشند. قبلا دوپینگ از راه نمونه ادرار یا خون مشخص می شد اما امروزه دیگر متاسفانه دوپینگ مشخص نمی گردد.

چقدر دوپینگ در سوارکاری ایران فراگیر شده است؟

تصور می کنم اگر دوستانی که می خوانند و می بینند به بنده نخندند نزدیک به ۵۰ درصد اسب های مسابقه در ایران با دوپینگ در مسابقات شرکت می کنند. به هر حال اسب ها نیازمند بازسازی هستند و بدن اسب ها در پرش همانند فوتبالیست ها و کشتی گیرها اذیت می شوند و بدن درد می گیرند و خسته می شوند و دوپینگ خستگی را از تن اسب می گیرد و به آنها آرامش هم می دهد و این مساله سبب می شود اسب بدون درد و مشکل بپرد. نه این که ۱۰۰ درصد دوپینگ برای کسب جایزه باشد بلکه برای راحت شدن اسب است.

اگر بخواهید وضعیت سوارکاری در ایران را با کشورهای منطقه و دنیا مقایسه کنید، نظرتان در مورد سطح سوارکاری کشور چیست؟ با کشورهای قدرتمند چه میزان فاصله داریم و چه مسیری را برای رسیدن به آنها باید طی کنیم؟

تصور می کنم اگر دوستانی که می خوانند و می بینند به بنده نخندند نزدیک به ۵۰ درصد اسب های مسابقه در ایران با دوپینگ در مسابقات شرکت می کنند. سوارکاران ایرانی بسیاری از کشورهای قدرتمند دنیا دور نیستند اما باید بدانیم که شرایط این کشورها را نداریم. کشورهای پیشرفته به روز هستند و مربیان به روز دارند اما به سبب گران بودن مربیان کمتر به ایران می آیند و در ایران هم کسی سرمایه لازم را به منظور آوردن مربیان خارجی اختصاص نمی دهد اما سوارکاران بسیار خوبی داریم که اگر حمایت شوند از سطح اروپا خیلی فاصله نداریم. آنها خوش شانس بوده اند که در اروپا به دنیا آمده اند و بچه های ما بدشانس بوده اند که در ایران به دنیا آمده اند با امکانات کم سوارکاری در وضعیت عقب تری قرار دارند. ما واقعا سوارکاران بسیار خوبی داریم که خیلی خوب فعالیت می نمایند و مربیان و خانواده ها در این راه بسیار زحمت کشیده اند. سوارکاری در ایران طی چند سال گذشته مسیر رو به رشدی را تجربه کرده است و مسابقاتی برگزار می گردد که سوارکاران خارجی به ایران می آیند و در ایران مبادرت به پرش می کنند. آنها هم بدون اسب می آیند چون نمی توانند به سبب مسائل قرنطینه اسب خویش را از ایران خارج کنند.

چرا ما هم همانند سایر کشورها نمی توانیم با خود اسب به مسابقات برون مرزی ببریم؟

این مساله به سبب قرنطینه است و سازمان دامپزشکی هنوز نتوانسته است شرایطی را فراهم آورد که اسب بتواند به ایران بیاید و از کشور بیرون برود. فدراسیون سوارکاری به دنبال حل کردن مساله است و حتی قرار شد در کیش شرایطی مدنظر قرار گیرد که سوارکاران خارجی از آسیا و اروپا به منظور شرکت در مسابقات خارجی که در منطقه آزاد کیش برگزار می گردد اسب خویش را همراه بیاورند و بعد از آن از کیش هم بتوانند اسب خویش را از کیش بیرون بروند اما هنوز این مساله هم به دلایلی که خودشان بهتر می دانند، میسر نشده است.

علت اصلی عدم رعایت شرایط لازم برای قرنطینه اسب ها در ایران چیست؟

بیماری تحت عنوان مشمشه وجود دارد که می گویند از اسب به انسان منتقل می شود و در ایران وجود دارد هرچند بنده به شخصه از کودکی تا کنون که اسم مشمشه را شنیده ام، ندیده ام و آقایان دامپزشک می گویند در ایران وجود دارد. در یک جلسه ای گفتم این بیماری وجود ندارد و یک فرد صاحب اسب هویجی را به اسب خود داد و به کف دهان اسب چسبید و خود مالک اسب هم از آن خورد و گفت اگر اسب من بیماری دارد اجازه دهید من هم بگیرم. نه آن اسب مرد و نه آن آقا. دامپزشکان می گویند این بیماری وجود دارد و نمی توانیم آنرا رفع نماییم. وقتی خودمان می گوییم وجود دارد اروپایی ها هم می گویند وجود دارد. هر زمانی که خودمان به نقطه ای رسیدیم که بگوییم مشمشه نیست و پاک شده است شاید بتوانیم اروپایی ها را هم قانع نماییم که چنین چیزی وجود ندارد.

آیا بیماری مشمشه جهانی است یا فقط در ایران وجود دارد؟

جهانی است اما فقط می گویند در ایران وجود دارد. می گویند چون اسب ها از مرزهای عراق و ترکیه به صورت قاچاق وارد می شود از این طریق وارد می شود.

مشمشه چه نوع بیماری است؟

اسب وقتی به مشمشه مبتلا می شود خون آبه و چرک از بینی خارج می شود و بدنش تاول می زند. دقیقاً مانند اسب یا انسانی که سرما خورده است و مشمشه واگیر دارد و به سایر اسب ها هم منتقل می شود. شاید تا کنون ۳۰ اسب را کشته اند و ندیده ام که به اسب دیگری منتقل شود. دامپزشکی اگر ببیند اسب چنین علائمی دارد و مالک آن چه بخواهد چه نخواهد اسب چون برای انسان خطر ساز است کشته می شود. بنده بر مبنای تجربه خودم می گویم چنین چیزی وجود ندارد.



فراهم کردن شرایط قرنطینه چقدر آب می خورد که نمی توانیم در کشور چنین امکانی را داشته باشیم؟

از میزان هزینه قرنطینه اطلاعی ندارم اما فدراسیون سوارکاری خیلی به دنبال فراهم کردن شرایط قرنطینه است و امیدواریم یک روزی در کشور ما هم قرنطینه رعایت شود و اسب به کشور بیاید و بیرون برود و در مسابقات با اسب های خودمان شرکت نماییم و سوارکاران خارجی هم با اسب های خود به ایران بیایند. بطور قطع چنین اتفاقی برای سوارکاری ایران بسیار مثبت است و سبب کسب تجربه برای ورزشکاران ایرانی می شود و در کنار سوارکاران خارجی می توانند پیشرفت بهتر و بیشتری داشته باشند. دیدن هر مسابقه برای ورزشکاران بسیار اهمیت دارد و نباید چنین فرصت هایی را از دست دهیم.

سال آینده مقرر است بازی های آسیایی برگزار شود، فکر می کنید سوارکاری ایران چقدر شانس کسب مدال در این مسابقات را دارد؟

اگر بتوانیم خودمان اسب ببریم شانس خوبی برای کسب مدال داریم. اسب های خوبی داریم که می توانند توسط سوارکاران ایرانی به مسابقات بروند و نتیجه خوبی بگیریم. این پیشنهاد هم شده است اگر کسی می تواند اسب بخرد و در مسابقات شرکت نماید و تسهیلاتی لحاظ شود تا بتوانند اسب را به ایران وارد کنند. در هر صورت تا وقتی که تکلیف قرنطینه مشخص نشود با مشکل مواجه هستیم و باید حتما این مساله حل شود.

و صحبت پایانی...

سوارکاران نباید به حواشی کاری داشته باشند، باید کار خودمان را انجام دهیم و اگر شاگردی داریم تجربه خویش را منتقل نماییم. مسئولیت های فدراسیون سوارکاری را باید به خود فدراسیون واگذار نماییم و از حواشی دور باشیم در غیر این صورت از اصل مبحث غافل خواهیم شد. دوست دارم هر کاری که انجام می دهیم با عشق و علاقه باشد و در کشور خود بعنوان سوارکار و اسب دار به جامعه سوارکاری کمک نماییم و هرچه جمعیت این جامعه بزرگ تر باشد، بقایش هم بیشتر است.





منبع:

1401/07/12
22:39:35
5.0 / 5
200
تگهای خبر: آموزش , اردو , اسب , المپیك
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۴
asbeman.ir - حقوق مادی و معنوی سایت اسب من محفوظ است

اسب من

همه چیز درمورد اسب و اسب سواری و سوارکاری